حکمت ریختن آب پشت سر مسافر
داستان از این قراره که ابولولو عمربن خطاب را کشت و او را دستگیر کرده و به شهادت رساندن این ابولولو داستان ما دوستی به نام هرمزان داشت که به خاطر همین دوستی زیاد یاران عمر هرمزان را هم دستگیر کردند و خواستند او را بکشند .
هرمزان درخواست كرد، پیش از كشته شدن به او كمی آب آشامیدنی بدهند. با درخواست هرمزان موافقت كردند و هنگامی كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشامیدن آب درنگ كرد و سبب این كار را از او پرسش نمودند. هرمزان پاسخ داد، بیم دارد، در هنگام نوشیدن آب، او را بكشند. قول دادند تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد.
پس از اینكه هرمزان این قول را گرفت، آب را بر زمین ریخت. آنها نیز ناچار به قول خود وفا كردند و از كشتن او درگذشتند. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند.
با سلام بنده مجتبی آرمیده معاون آموزشی مدرسه غیر دولتی هدایت هستم و امیدوارم محتوای این وبلاگ برای همکاران و دانش آموان خوبم در جهت رشد علمی مفید واقع شود