کتاب پندهای قندپهلو
روزی، مردی خواب عجیبی دید. او خواب دید که در نزد فرشتگان است و کارهای آن ها را نظاره می کند. هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که با پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند....
مرد از فرشته پرسید شما چه کار می کنید؟
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت اینجا بخش دریافت است. ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدای از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را با پیک هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید شما چه کار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است و ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت. دید فرشته ای بی کار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب می شود، باید جواب بفرستند، ولی عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده. فقط کافی است بگویند "خدایا شکر".
پند:
گاهی لازم است به خاطر بسیاری از نعمات داده شده و داده نشده ی خداوند، دست شکر به آسمان گیریم، شاید که نداده ها نیز داده شود.
"خدایا از تمام نعماتی که به ما عطا کرده ای، تو را سپاس گزاریم."
برگرفته از کتاب "پندهای قند پهلو" از مهندس حسین شکرریز
با سلام بنده مجتبی آرمیده معاون آموزشی مدرسه غیر دولتی هدایت هستم و امیدوارم محتوای این وبلاگ برای همکاران و دانش آموان خوبم در جهت رشد علمی مفید واقع شود