چند لحظه با ما بخندید
مرغ عشقم مرده. درحالی که پاهاش رو به بالاست افتاده کف قفس. دوستم اومده میگه: ااا مرغ عشقت مرد؟ پ ن پ کمر درد داشت، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس.
تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه: دزد بود؟ میگم: پ ن پ اومده بود امانتیش رو ببره فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!
داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلی ماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خریدین؟ میگم: پ ن پ لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!
دوستم زنگ زده خونه. گوشی رو برداشتم سلام کردم. میگه: تو خونه ای. میگم: پ ن پ لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید... با تشکر!
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 9:1 توسط محتبی آرمیده
|
با سلام بنده مجتبی آرمیده معاون آموزشی مدرسه غیر دولتی هدایت هستم و امیدوارم محتوای این وبلاگ برای همکاران و دانش آموان خوبم در جهت رشد علمی مفید واقع شود